اللهم العن یزید خامسا....فرازی از زیارت منورعاشورا
تقدیم به روح مجاهد راه خدا ابواسحاق مختار ثقفی رحمت الله علیه
کفری تر از آیین محمد نشد است خلق....گر قاری آن ابن کثیر وثقه باشد
(یعنی نحله ای که قول مثل ابن کثیر را صحیح می پندارند(عامه ) بر باطل اند)
هر جا که علی نیست بتی جاش گذارید...اسلام چنین مومن آن هرمله باشد
تا صبح قیامت زند این کوس به هشدار....رضاع کبیر از قبل عایشه باشد
گفتیم بگوید و خلد باز....چون نیش سخن از ثمرش سر زده باشد
مجنون شده در مسلک شان اصل نبوت...بیچاره رسولی که ز سحر غم زده باشد
دوم بگرفت فلته اساس اولی را...ثالث بنگر در وسط مفسده باشد
(اشاره به کلام عمر خطاب مورد قبول و درج کتب بکری که بیعت با اولی را فلته
یعنی عمل بدی که باید از آن دوری نمود و بی فایده است شمرده.فساد عثمان
هم چنان مشهور است که مسلمین شورشی ضد حکومتش بعد قتل وی را
نه در مسجد نبی(ص) یا بقیع بلکه به قبرستان جهود مدینه خاک کردند...)
چون زد به سر مفتی این قم تبهکار....بوذر به یقین واجد هر نوع صله باشد
(ماجرای کوبیدن استخوان شتر توسط حضرت ابوذر(ع) بر سر کعب الاحبار)
سفتم چو سخن ماند همین تکمله آخر...لعنت به لبم قسمت این ملغمه باشد
سروده طلبه سعیدحریری اصل.شوال1443
https://www.namasha.com/v/9tt3TdFa?playlist=l9T4oWjC6v2mYKds
طلاب ولو یک دفعه دراین جلسات حضورداشته اند می دانند که: بعض
علما سالها به آن می رفتند و بنده بلاشک کوچکترین ایشان هستم
ولی الحمدالله
با کلیک روی لینک ذیل شاهد ویدئو درس ایشان باحضورکمترین طلبه
سعید حریری اصل باشید
فرزانه فاضل افتخار دیار آذربایجان و شهر تبریز جناب شیخ-
علی اکبر مهدی پور(دامت برکاته)
حبیبم هفت سالی هست که جهت با تو بودنش و تجدید دیدار
که باوردارم ازعالم ذر آغازشده انشاء الله محتاج سرخم کردن
پیش مشتی ناکس و کسب اجازه ازبلهوسان بهر ورود به
خرابه شان که لاجرم معوای مادی تو نازنین بود نیستم.
خانه قبراگرچه بانام و خاطره وحشتناکش حداقل دارای آقا بالا
سری نیست که درعین جنون ادواری به صرف جبرزمانه و احکام
ظاهری عرف وشرع مسئولیت رتق وفتق امورت داشته باشد
والبته منت خدای را که دراین قفس شکست و نیک به تو وحقیر
باز فهماندکه مرگ هم ازنعمت های او است
حال هرگاه که توفیق رحمان دست داد و توان فدوی پیش برد
این تکه وامانده ات سوی تن سفرکرده خویش بازمی شتابد
تا ازیادنبردکه ماندنش راهرآینه مدیون اجدادطاهرین تان
(علیهم السلام)و البته خودت هست یاولی الله.
راستش جناب مختار (ره)به هردری هم می زد باز انتقام تام وتمام
خون حضرت ثار(ع) تنها ازدست کس دیگری برمی آیدو بس(عج)
ومگر نه اینکه تو نیز پسرچهلم همان اباعبدالله باشی
پس به حق پدرت ای فرزند ازخدا بخواه تا منتقم تان بیاید چه باور
دارم دعای سوته دلان راستین یعنی شهیدان مظلوم اثردارد.
برشمرذالجوشن قاتل حسین(ع) و فخرالکفرسبب جوان مرگی آسید-
محمدباقرعلوی لعنت حتی اگرزیرعبا و عمامه پیغمبر(ص) خزیده باشند
(تصویرفوق متن طلبه سعیدحریری برمزار سیدمحمدباقرعلوی شکیب
22اردیبهشت ماه1402قبرستان بقیع قم المقدسه.جمعه غروب)
حرم فاطمه معصومه(س)صحن امام رضا(ع)غرفه شماره18مزار حضرت استادما
مرحوم آیت الله سیدعادل علوی شکیب.
درآخرین دیدارم باآن شادروان بعدازفریضه ظهروعصراسفند ماه سال97شمسی
سیدمعمی ازحاضران شرکت کننده درصلات به پیش نمازی ایشان شیشه عطری از
جیب خود درآورد بود که بردست ماهم ریخت.گفتم:آسید چه بوی خوبی دارد انگار
که یاس باشد!؟ودیدم قطره اشکی گوشه چشم اش نشست...
اواخرشوال1444ق هم که توفیق دست دادبه زیارت قبرشریف اش درحرم فاطمه-
معصومه(س)بروم.تا خادم فرش روی زمین راکنارزد و از تعجب نبود سنگ قبرایشان
توسط حقیرمتوجه شد گفت:وصیت فرموده اند چون مدفن مادرم حضرت زهراء(س)
بی نشان هست برای این طلبه هم علامت نگذارید
کلاف بین دست تو که مهربان و دلکش اند
(مرادنازی ونحوه گرفتن اشیاء توسط کودک است)
مرا چنین به خانه مان دوباره ازنو می کشند
قلاف و درنیام شب نگاه ات ای دلیل عشق
(نحوه تماشای معصومانه خردسال وزلال بودن سیاهی چشم او)
چقدر بی بهانه خشم را کنارحجله می کشند
پسرلهیب مهر را فقط به قرعه می چشند
(محبت غیر والدین به اولاد نسبی است)
ولی پدربه جاودان ازآن همیشگی خوش اند
چنان گلی و پشت و رو نداری ازقضا همی
بدان به حتم کارو زارعدوی با سیاوش اند
(روند زندگی قطعا به بچه های عزیرکرده سخت می گیرد)
تا قبل آن دمی که او را دیدم بزرگ دعای هماره ام از درگاه الهی
این بود که چشمکی از غیب نشانم دهد و سر بسته گویم تان
که بقول حافظ شیراز شب تار و بیم موج بیش ازاین امانم ندهد:
وجود شهید سید محمد باقر علوی(ره) مصداق پنجره ای شد تا
ببینم آنچه را که نتوان به لفظ الکن و قلم کوتاه اهل دنیا در آورد...
آری درست هست که بانیان حقیقی قتل وی با پیمان شکنی
در باب قولی که زیر سقف خانه خود به جهت اجازه دیدار مجدد
او از بهر بنده داده بودند سبب شدند که ملاقات بعدی ما به
قیامت بماند اما چون حقیقتا بر مقوله معاد جسمانی باور
دارم و می خواهم هر چه زودتر لقاء مجدداش حاصل شود
وصیت کرده ام جنازه مرا زیر پای او در قبرستان بقیع مجاور
مسجد مقدس جمکران خاک کنند تا آن زمان که باران ریح
شروع به ریختن کرد و حضرت اسرافیل در سور خود دمید
اولین از آشنایی باشم که دوباره در برش گرفته می بوسد
(اینجانب با پیگیری از مراجع قانونی:ثبت احوال.نیروی
انتظامی.شرکت واحد اتوبوسرانی .وزارت راه و ترابری
سازمان بیمه و تامین اجتماعی.بهزیستی.نظام وظیفه .
آموزش و پرورش و...نیز رسد عینی مدارک مستندی که
به علت عدم نسبت فامیلی با متوفی امکان گرفتن نسخه
فتوکپی برابر اصل آن را نداشتم این مطلب را اعلام داشته
و اندر هر دادگاه مشروع راضی به شهادت درباره آن هستم
که رفیقم عکس ادعای بعض بستگان نا اهل اش نه در خط
ویژه اتوبان امام علی (ع)تهران از پشت موتورسیکلت افتاده
و نه به اتوبوس شرکت واحد خورده است...
بلکه تنها جسد وی توسط پلیس در اطراف پایتخت کشف و
حسب شواهد غیرالزام آور و به دلیل تشخیص مامورین
با عنوان تصادف فرد پیاده با اتومبیل سنگینی گواهی شده
که راننده احتمالی و عامل ظاهری سانحه متواری گشته
بود پس بلاشک جهت سوابق حاد پزشکی مستند و این سند
اتهام رهاسازی فرد ناتوان در معابرشهر و جاده بر بستگان
وی منظور است و قابل پیگیری...)
خدایا همچنانکه دردنیا زیارت آن ولی مسلم ات را نسیب
حقیر نمودی به قیامت و انشاء الله رضوان خودت نیز توفیق
تجدیدش عنایت فرما و محبوب حجت (عج) حبیبم با حضرت
قاسم بن الحسن المجتبی (ع) محشور نما:آمین یارب العالمین
(کلمه برداشته در تصویر فوق به اشتباه براشته درج شده. باپوزش)
برهردو بیت زیرمنتسب به ملای روم صاحب مثنوی معنوی ان قلت نقد و
نفی هایی از سوی صاحب نظران وارد شده است
کورکورانه مرو در کربلا ....تا نیفتی چون حسین اندر بلا
کجا ییدای شهیدان خدایی...بلا جویان دشت کربلایی
اما رجوع به رسانه و درگاه های مجازی بخش دگم و جناح راست جمهوری
اسلامی ایران نشان می دهد که ناشیانه درصدد نفی یکی و پررنگ کردن
آن دیگری هستند چون نوک تیز اولی به سمت امام حسین(ع)مورد
قبول ملت است و هم دومی عین کلام راس حاکمیت...
این مصادیق عینی تفسیر به رای ها را هم اگر از زبان نقدبر آیی که جز
بزرگ داشت و ارج نهادن به طرف مقابل در قاموس اهل فضل و حریت
نیست دیر یا زود ذیل اتهام های مثل اقدام علیه امنیت ملی و...خواهند
برد و عاقبت چون منی را بدان جا خواهند کشید که مسلمان نشنود کافر
نداند...بله نیش عقرب نه ازروی کین است اقتضای طبیعت اش این
است!؟در یک نظام ایدئولوژیک حتی و هرچند با یدک کشیدن عنوان
اسلامی هوای خنک باور و آرمان چنان آدمی را بر می دارد که زمین گرم
حقیقت و واقع را ندید بگیرد...اما به حقیر چه!صلاح مملکت خویش
خسروان دانند وقتی تنها حق و تکلیف اینجانب در قبال حاکمیت فعلی
یک شهروندی غیرسیاسی بیش نیست نه پست دولتی دارم . حتی
پیش نماز مسجد و خادم اماکن مقدس و... ذیل چتر اداره اوقاف نیستم
اصلا طلبه وابسته بر مرکز مدیریت آنها نبوده و مدارک مربوط به تلبس-
ام در حوزه علمیه نجف الاشرف و دفترایشان به قم المقدسه ایران
موجود هست و یک ریال در عمرخود از داعیه داران اجتهاد اندر مقامات
آن جز شیخنا استادحاج حسینعلی منتظری(ره) بعنوان شهریه و وجه
شرعی نگرفته ام پس بقول معروف آیا غیر این می ماند که:
عیسی به دین خود موسی بدین خود؟
بدین وسیله اعلام می دارم:
الحقیرکمترین طلبه نجفی سعیدحریری اصل هیچگونه اعتقادی
به مبانی ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی ایران اش نداشته
و نه در قول نه به فعل فعالیتی به نفع یا ضد آن انجام نمی دهم
لذا از کلیه مخالفان و حتی حامی دو آتشه آن(اصولگرا) یا کم شعله-
تر(اصلاح طلبان دورن حاکمیت) تقاضا دارد قبل هر گونه پیش
داوری یا اجرای حکم جزایی و ابراز عقیده در باب اینجانب به امروز
و فردای که شاید به حکم کل نفس ذائقه الموت
اندر میان شما خلق حی نباشم درباره بنده قضاوت کنید چه با
ملاک شرع مقدس اسلام ناب محمدی که جز تشیع علوی نمی دانم-
اش باشد چه عقل صرف و اصطلاحا سلیم انسانی سکولار.
هرکس علی نگفت و سرش را زمین گذاشت
پیش تمام آینه ها رو سیاه بود
علی علی ...علیه صلات والسلام